|
خلوتگه انس | |||||
|
سلام خدا جونم امروز حالم خيلي بده. ميدوني چرا؟ چون دلم گرفته و پيش خودم ميگم چرا من؟ چرا من بايد همش كارم گره بخوره؟ چرا من بايد به خواسته هام نرسم؟ من كه خوب نيستم كه بخواهي امتحانم كني؟ حتما خيلي بدم. خدايا من رو ببخش و به بزرگي خودت به من رحم كن و گره از مشكلاتم بازكن.خدايا من به شما خيلي اميد بستم و ميدونم يعني يك حسي بهم ميگه كمك ميكني.آخه من در زندگي خيلي مشكل داشتم و شما بودي كه برام انها را حل كردي. ولي قربونه بزرگيتون چرا اينقدر من كارام دير انجام ميشه و براي هر كاري بايد اينقدر التماس كنم؟مادرم يك ضرب المثل ميگه كه اميدوار كننده است: آفتاب بعدي تيزتره. قربونت برم كمك كن چون خيلي بهت نياز دارم(مثل هميشه). به طواف كعبه رفتم به حرم رهم ندادند كه تو در برون چه كردي كه درون خانه آيي [ سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388 ] [ 9:56 ] [ سوگل ]
سلام خدا جونم ممنون بخاطر همه چيز و ببخشيد بخاطر ديشب كه گريه و گلايه كردم. اخه اگه پيش شما راحت حرف دلم رو نزنم پيش كي بزنم؟ هرچند ميدونم كه همه چيز رو بهتر از خودم ميدوني ولي بنده كم طاقت و عجولي داري. ادامه مطلب [ سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1388 ] [ 9:25 ] [ سوگل ]
ديشب داشتم كتاب راز را ورق ميزدم و ميخوندم كتاب خوبيه و خيلي به آدم آرامش ميده در آن نوشته شده بود كه وضعيت حال شما چيزيست كه در گذشته به آن فكر ميكرديد. از امشب بايد حتما اگه يك صفحه هم شده اين كتاب رو بخونم و سي دي آن رو هم نگاه كنم. تاثير خوبي روي من داره و به من آرامش ميده. ادامه مطلب [ شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388 ] [ 12:58 ] [ سوگل ]
سلام خداي بزرگ من من امروز دوباره دلم گرفته اونم خيلي زياد. نميدونم بايد چيكار كنم نميتونم با كسي حرف بزنم. موندم سردر گم و پريشان. الان كه دارم برات مي نويسم نميدوني چقدر از دست دنيا و بنده هاي اون دلم گرفته.
ادامه مطلب [ دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388 ] [ 11:10 ] [ سوگل ]
[ یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388 ] [ 11:18 ] [ سوگل ]
[ یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388 ] [ 8:37 ] [ سوگل ]
سلام خداجونم من اين دو روز خيلي خوشحال بودم و يك خواب خوب هم ديدم. ديروز عصر هم با خواهرم يك تفال به قرآن مجيد زدم، خيلي خوب دراومد. ( ج فال: ز واوت هست نعمت توي در توي) ولي امروز صبح يكمي دلم گرفته و پشت كتفم درد ميكنه. خدايا بهم آرامش و صبر عطا كن اونم خيلي زياد. خدايا طاقت بهم بده و راضيم كن به رضاي خودت.
[ شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388 ] [ 11:20 ] [ سوگل ]
امروز روز تولد حضرت زينب (س) است. اين روز بر همه ما مبارك باشه. ايشالا كه همه ما از شيرزن دشت كربلا عيدي بگيريم. من كه ديشب خيلي بهش توسل كردم و مطمئنم مثل هميشه جوابم ميده. صبحي خواب ديدم داريم با مامان و بابا و داداشا البته يكي از خواهرا هم بود. ميريم مشهد براي زيارت امام رضا(ع) ايشالا خير و من بزودي حاجت روا ميشم. حلا من ميخوام برم جشن تولد بي بي.ايشالا تا سال ديگه قسمت بشه كه با ني ني بريم زيارتشون.
[ پنجشنبه دهم اردیبهشت 1388 ] [ 9:20 ] [ سوگل ]
[ شنبه پنجم اردیبهشت 1388 ] [ 10:9 ] [ سوگل ]
بنام حضرت دوست سلام خدا جونم من ديروز يك حديث در سايت حضرت آيت ا... بهجت ديدم خيلي به دلم نشست و اميدوارتر شدم.
[ سه شنبه یکم اردیبهشت 1388 ] [ 8:55 ] [ سوگل ]
|
|||||
| [قالب وبلاگ : تمزها] [Weblog Themes By : themzha.com] | |||||